كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
883
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و تواچيان بر حسب فرمان شمار سرها كرده از سرها منارها برافراختند و عبرت عالميان ساختند و اندكى بقية السيف كه ماندند به موجب فرمان اسير شدند و علما و صلحا هركه توانست خود را به درگاه عالمپناه رسانيده سالم ماند و عاطفت پادشاهانه همه را ملبوس و مركوب و اخراجات تعيين نمود و چون كار مساكين به اتمام انجاميد و نوبت به مساكن رسيد ، فرمان عالى نفاذ يافت كه غير از مساجد و مدارس و خوانق عمارات عاليه را قاعا صفصفا « 1 » گردانيدند . إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ . « 2 » آرى فرمان قرآن به اين عنوان است وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً . « 3 » چون حال بدين منوال باشد حكم الهى را گردن بايد نهاد و در مقام رضا و تسليم بايد گفت : مصرع هرچه از تو آيد خوش بود خواهى شفا خواهى الم ذكر وقايع كه در اطراف ممالك واقع شده و آنچه در فارس حادث گشته درين سال حضرت صاحبقران در وقت توجّه به جانب عراق و آذربايجان ، اميرزاده رستم را امرا سونجك بهادر و لدنيا ترخان ملازم ساخته از ولايت جام به جانب فارس فرستاد كه به اتّفاق اميرزاده پير محمد ولايت لرستان بزرگ را محافظت نموده احشام كه ياغى باشند تاراج كنند . اميرزاده رستم به شيراز آمده « 4 » به اتّفاق اميرزاده پير محمد روان شدند و در منزل كدوان ، اميرزاده پير محمد را مرضى عارض شده يا تمارض
--> ( 1 ) . فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ( سورة طه 106 ) . ( 2 ) . آل عمران 13 . ( 3 ) . الأسراء 58 . ( 4 ) . ظف : « اميرزاده پير محمد برادر را در قراباغ طوى كرده خلعت پوشانيد و صد هزار دينار كپكى به او بخشيد . » ص 167 ج 2 .